احمد مجد الاسلام كرمانى
67
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
نزاع ايلى داخلى بوده مربوط بمشروطه و استبداد نبوده ، بعلاوه قريب هشت ماه رحيم خان در حبس بود ، بدون آنكه محاكمه و استنطاق شود و معلوم است اين هم خلاف قانون است ، اگرچه طرف شمر ذى الجوشن باشد ، اى كاش رحيم خان را در محبس كشته بودند و زنده نميماند كه بعد از انحطاط مجلس آنهمه شرارت و هرزگى در تبريز بكند و متعرض مال و جان و ناموس مردم بشود و دولت و ملت از حركات شنيعه او به زحمت بيافتند و تمام حوادث واقعه در تبريز از پرتو سلوك آن ملعون است بارى قضيه رحيم خان را هم شاه مساعدت فرمودند . واقعه اصفهان قضيه اصفهان هم يكى از وسائلى بود كه مردم را با شاه طرف ميكرد و قبل از قضيه رحيم خان واقع شد و خلاصهاش آنكه مردم اصفهان در موقعى كه ظل السلطان براى عرض تهنيت جلوس بطهران آمده بود اجماع و بلوا كردند كه ما ظلل السلطانرا نميخواهم در طهران هم جماعتى از مردم اصفهان و غيره مبانى بلوى و تعطيل را گذاشتند و عزل السلطانرا از حكومت اصفهان ميخواستند و در اين كار هم مجلس بدون وقفه مداخله كرد و برحسب ميل مردم عزل ظل السلطانرا تصويب نمود ، با آنكه بدوا شاه معين الدوله را كه نسبتا آدم درستكارى است مأمور فرمودند كه برود باصفهان و بتظلمات مردم رسيدگى نمايد اگر واقعا ظلمى از ظل السلطان در باره آنها شده جبران آن را از مال ظل السلطان بنمايد و اگر فقط از راه غرض موجبات بلوى را فراهم كردهاند آنها را ساكت كند ، اما مردم اصفهان اين قرار داد را امضاء نكردند و در طهران و اصفهان تعطيل عمومى كردند تا آنكه خود ظل السلطان استعفا داد و شاه هم فورا قبول فرمود و اين فتنه هم به زودى اصلاح شد . بعد از آن عنوان « ميسونوز » و ساير بلجيكيها در ميان آمد آن را هم شاه فورا اصلاح فرمود و ميسونوز را معزول كرد بعد از آن حكايت آمدن اتابك بطهران